اتفاقات روزهای گذشته
سلام گل دخترم جونم برات بگه روز 4 شنبه 6 شهریور به امید شرکت در جشن نامزدی پسر خاله ناتنی پدر رفتیم ورامین اما فرداش درست چند ساعت قبل از شروع مراسم پدر بزرگ داماد فوت کرد و مراسم به هم خورد ایشالا خدا رحمتش کنه روز 9 شهریور هم تولد سبحان بود دایی صادق جمعه 8 شهریور یه مهمونی کوچیک گرفته بود که پدر شرکت نکرد اما من و شما رفتیم وقتی وارد شدیم برای سبحان شعر تولدت مبارک رو خوندی و بعد هم افتخار دادی و یه کم عربی رقصیدی سبحان گلم ایشالا 1000 ساله بشی امروز هم دوشنبه 11 شهریور هست و تازه اومدیم خونه تور و خدا لبخند زدن این پسر رو ببین ...









